محمد باقر شريعتى سبزوارى

48

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

مولوى مىگويد : جسمْ ظاهر ، روحْ مخفى آمد است * جسمْ هم‌چون آستين ، جانْ هم‌چو دست باز عقل از روح مخفىتر بود * حس به سوى روح زوتر ره برد روح وحى از عقل پنهان‌تر بود * زان كه او غيب است و او زان سر بود آن حِسى كه حق بدان حس مظهر است * نيست حِسّ اين جهان ، آن ديگر است حسّ حيوان گر بديدى آن صور * بايزيد وقت بودى گاو و خر